عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
521
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
قتل و قتال منزلى ديگرست ره روان را و حالتى ديگر است محبان را ، اما تا بشمشير مجاهدت در راه شريعت كشته نشوى ، و به آتش محبت سوخته نگردى ، مسلّم نيست كه درين باب شروع كنى . و نگر تا اعتقاد نكنى - كه آتش همين چراغست كه تو دانى و بس ، يا كشتن خود اين حالت كه تو شناسى ، كه كشتگان حق ديگرانند و كشتگان حلق ديگر ، و سوختن به آتش عقوبت ديگر است ، و سوختن به آتش محبّت ديگر . چنانك آن پير بزرگوار گفت : - من چه دانستم كه اين دود آتش داغ است ! من پنداشتم كه هر جا كه آتشى است چراغ است ! من چه دانستم كه در دوستى كشته را گناهست ! و قاضى خصم را پناهست ! من چه دانستم كه حيرت بوصال تو طريق است ! و ترا او بيش جويد كه در تو غريق است ! شبلى رحمه اللَّه روزى بصحرا بيرون شد ، چهل كس را ديد از والهان و عاشقان ، كه درد اين حديث ايشان را فرو گرفته بود ، و در آن صحرا همه افتاده هر يكى خشتى در زير سر نهاده ، و جان بچنبر گردن رسيده ، رقت جنسيت در سينهء وى پديد آمد گفت - الهى ازيشان چه ميخواهى ! بار درد بر دلشان نهادى ، آتش عشق در خرمن شان زدى ، بعاقبت ايشان را بتيغ غيرت مىبكشى ؟ خطاب آمد بسرّ شبلى كه ايشان را بكشم ، چون كشته باشم ديتشان بدهم ! شبلى گفت ديت ايشان چه باشد ؟ خطاب آمد كه - من كان قتيل سيف جلالنا فديته لقيا جمالنا - هر كه كشتهء تيغ جلال ما باشد ديت او ديدار جمال ما باشد . با لشكر عشق تو مرا پيكارست * تا كشته شوم كه كشته را مقدار است گر كشته دست را ديت دينارست * مر كشته عشق را ديت ديدار است . وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ . . . الآية . . . قتال كنيد - اى مسلمانان در راه دين ، كه اللَّه جنگيان و غازيان را دوست دارد - إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا دوست دارد خداى آن مردان مبارزان خون ريزان ، در مقام جهاد و قتال ، و در معارك ابطال ايستاده ، جان بذل كرده ، و تن سبيل ، و دل فدا ، از بهر اعزاز دين و اعلاء كلمهء حق ، و حفظ بيضهء جماعت ، و ذبّ از حريم شرع مقدس ، روى بمعاندان دين آورده ، و روى عزيز نشانهء تير كرده ، و سينهء منور بنور اسلام سپر ساخته .